نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
چکیده
هدف: پژوهش حاضر در نظر دارد تا سطح اتلاف دانش را در دانشگاههای مورد مطالعه، بررسی کند و رابطۀ ابعاد اتلاف دانش را با متغیرهای جمعیتشناختی مشخص نماید و در نهایت، به تعیین مهمترین عوامل اثر گذار بر اتلاف دانش در دانشگاهها بپردازد.
روششناسی: در تحقیق حاضر از روش پژوهش ارزشیابانه استفاده شده و برای ارزشیابی، از پیمایش استفاده گردیده است. ابزار سنجش، پرسشنامۀ استاندارد کلاین و همکاران (2023) بوده که پایایی و روایی آن توسط پژوهشگران نامبرده بررسی شده و تأیید گردیده است. این ابعاد پرسشنامه عبارت بود از اتلاف دانش صریح، ضعف در حفظ دانش ضمنی، تخصص نامربوط به شغل، و استفادۀ اندک از استعدادها. موردهای مطالعهشده، دانشگاه شهید بهشتی به عنوان نمایندۀ دانشگاههای دولتی، دانشگاه آزاد مرکزی تهران بوده است. پاسخدهندگان، کارشناسان آموزش دانشگاههای مورد مطالعه بودند. از روش نمونهگیری سیستماتیک برای انتخاب پاسخدهندگان استفاده شد و از فرمول کوکران برای تعیین حجم نمونه استفاده گردید و حجم نمونه 157 نفر برآورد شد.
یافته ها: یافتهها نشان داد که هر چهار بُعد اتلاف دانش در دانشگاههای مورد بررسی بیش از حد متوسط است. همچنین، یافتهها نشان داد که اتلاف دانش صریح و تخصص نامربوط به شغل در دانشگاه آزاد مرکزی بیشتر از دو دانشگاه دیگر است. به علاوه، یافتهها نشان داد که ابعاد اتلاف دانش با مشخصۀ درونگرایی/برونگرایی پاسخگویان ارتباط معنادار دارد بهطوریکه پاسخدهندگان برونگرا بهطور معناداری بیش از درونگرایان معتقدند که اتلاف دانش صریح رخ میدهد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون لجستیک نشان داد که تخصص نامربوط به شغل مهمترین عامل اتلاف دانش در دانشگاهها است.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
Waste of Knowledge in Iranian Universities: A Comparative Study
نویسندگان [English]
- Mehdi Shaghaghi 1
- Ayda Jasemi 2
- Pourya Rahat 2
1 Shahid Beheshti University
2 Shahid Beheshti University, Tehran, Iran
چکیده [English]
Purpose: This study aims to investigate the level of waste of knowledge in the studied universities,
Methodology: This research used an evaluative research method, and a survey was used for evaluation. The measurement tool was the standard questionnaire of Klein et al. (2023), whose reliability and validity have been examined and confirmed by the aforementioned researchers. The dimensions of the questionnaire were waste of explicit knowledge, weakness in preserving tacit knowledge, overspecialization, and underused talents. The cases studied were Shahid Beheshti University , Islamic Azad University's Central Organization, and Payam Noor University's Central organization in Tehran. The respondents were experts of educational affairs. Systematic sampling was used to select respondents, and the Cochran formula was used to determine the sample size. Smple size was estimated to be 157 people, of which 50 were from Shahid Beheshti University, 50 from Azad University, and 57 from Payam Noor University.
Findings: The findings showed that all four dimensions of waste of knowledge were more than the average in the studied universities. Also, the findings showed that waste of explicit knowledge and overspecialization were higher in Islamic Azad University than the other two universities. In addition, the findings showed that the dimensions of waste of knowledge had a significant relationship with the introversion/extroversion characteristic of the respondents, so that extroverted respondents significantly believed that waste of explicit knowledge occurs more in universities. Also, the results of logistic regression analysis showed that overspecialization is the most important factor of waste of knowledge in studied universities.
کلیدواژهها [English]
- waste of Knowledge
- knowledge management
- knowledge creation
- knowledge sharing