<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نشریه مطالعات دانش پژوهی</title>
    <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/</link>
    <description>نشریه مطالعات دانش پژوهی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 31 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 31 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مدل نبرد دانایی (نَدان) در جنگ‌های شناختی، اطلاعاتی و ترکیبی: تبیین تحول از داده تا معنا در معماری نبردهای اطلاعاتی</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_21366.html</link>
      <description>هدف: این سخن سردبیر با هدف تبیین تحولات ماهوی جنگ‌های معاصر و معرفی مدل مفهومی &amp;amp;laquo;نبرد دانایی (نَدان)&amp;amp;raquo; تدوین شده است. این مدل که هم‌زمان با جنگ دوم تحمیلی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران (از نهم اسفند ۱۴۰۴) صورت‌بندی شده، نشان می‌دهد که میدان منازعات امروز از عرصه‌های صرفاً فیزیکی به معماری چندلایه دانایی، شامل داده، اطلاعات، دانش، شناخت و معنا گسترش یافته است. در این چارچوب، &amp;amp;laquo;نَدان&amp;amp;raquo; افزون بر آنکه مخفف &amp;amp;laquo;نبرد دانایی&amp;amp;raquo; است، به‌صورت مفهومی نیز به راهبردی اشاره دارد که در آن ابزار و میدان عمل دشمن در ساحت دانایی قرار می‌گیرد و هدف نهایی آن تولید و گسترش &amp;amp;laquo;نادانی&amp;amp;raquo; در جامعه هدف است؛ یعنی تضعیف توان تحلیل، اختلال در ادراک جمعی و تحریف معناهای مسلط.روش‌شناسی: این تحلیل با رویکردی نظری&amp;amp;ndash;تفسیری و با اتکا به ادبیات مطالعات جنگ شناختی، جنگ اطلاعاتی، جنگ شبکه‌محور و جنگ ترکیبی انجام شده است. مقاله با مرور و تلفیق دیدگاه‌های کلیدی پژوهشگران بین‌المللی و تحلیل تحولات مفهومی جنگ در عصر شبکه‌ای، چارچوب نظری مدل ندان را استخراج می‌کند. در این چارچوب، فرایند منازعه در قالب پیوستاری دانایی‌محور از داده تا معنا صورت‌بندی می‌شود و روابط متقابل میان این لایه‌ها در شکل‌دهی به برتری راهبردی تحلیل می‌گردد.یافته‌ها: یافته‌های نظری این پژوهش، نشان می‌دهد که قدرت در جهان شبکه‌ای امروز به‌طور فزاینده‌ای بر کنترل و مدیریت دانایی استوار شده است. تسلط بر جریان داده‌ها، پردازش اطلاعات، تولید دانش تحلیلی، هدایت ادراکات و مهندسی روایت‌ها، عناصر نوین قدرت در منازعات معاصر را شکل می‌دهند. این عناصر در مدل ندان در قالب پنج سطح به‌هم‌پیوسته تبیین می‌شوند: 1-نبرد داده‌ای؛ شامل گردآوری و کنترل داده‌های خام؛ 2-نبرد اطلاعاتی؛ شامل سازمان‌دهی و جهت‌دهی داده‌ها برای شکل‌دهی پیام‌ها؛ 3-نبرد دانشی؛ شامل تحلیل و مدل‌سازی نظام‌مند اطلاعات برای تصمیم‌سازی راهبردی؛ 4-نبرد شناختی؛ شامل تأثیرگذاری بر ادراکات و سوگیری‌های ذهنی؛ ۵-نبرد معنایی؛ شامل تولید و تثبیت روایت‌ها و چارچوب‌های تفسیری. این متن نشان می‌دهد که دشمن با بهره‌گیری از این لایه‌ها می‌کوشد از مسیر دستکاری دانایی، به هدف راهبردی خود یعنی گسترش نادانی ساختاری در جامعه هدف دست یابد.نتایج: نتیجه اصلی این سخن سردبیر آن است که فهم جنگ‌های معاصر مستلزم نگاه به &amp;amp;laquo;معماری دانایی&amp;amp;raquo; به‌عنوان میدان اصلی رقابت است. مدل ندان نشان می‌دهد که پیروزی در جنگ‌های شناختی و اطلاعاتی نه صرفاً در توان نظامی، بلکه در میزان تسلط بازیگران بر چرخه دانایی (از داده تا معنا) تعیین می‌شود. از این منظر، امنیت ملی در عصر شبکه‌ای مستلزم تقویت حکمرانی داده، توان تحلیل دانشی، سواد شناختی و مدیریت روایت‌های اجتماعی است تا از تبدیل جنگ دانایی به تولید نادانی در جامعه جلوگیری شود.اصالت و ارزش: اصالت مدل ندان در پیوند میان علوم اطلاعات، مطالعات دانایی، علوم شناختی و مطالعات امنیتی نهفته است. این مدل با ارائه چارچوبی چندلایه برای تحلیل رقابت‌های دانایی، زبان مفهومی تازه‌ای برای فهم جنگ‌های اطلاعاتی و شناختی فراهم می‌آورد. ارزش آن در آن است که نشان می‌دهد چگونه دانایی می‌تواند هم ابزار قدرت و هم هدف تخریب در منازعات مدرن باشد. این رویکرد می‌تواند مبنایی برای توسعه پژوهش‌های میان‌رشته‌ای و طراحی سیاست‌های امنیت دانایی، حکمرانی اطلاعاتی و تقویت تاب‌آوری شناختی جوامع در برابر جنگ‌های ترکیبی آینده فراهم سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل مؤثر در ‌مدیریت‌ دانش شخصی دانشجویان تحصیلات تکمیلی</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_19790.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر به منظور شناسایی عوامل موثر بر مدیریت دانش شخصی دانشجویان تحصیلات تکمیلی و ارائه مدل مربوط انجام شده است.روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش نظریه داده بنیاد برای توسعه مدل مدیریت دانش شخصی دانشجویان تحصیلات تکمیلی، بهره گرفته است. جامعه مشارکت‌کنندگان را ۲۸ نفر از خبرگان حوزه مدیریت دانش و مدیریت دانش شخصی تشکیل داده‌اند.. روش نمونه‌گیری هدفمند و داده‌ها بر اساس مصاحبه عمیق جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده‌ها بر اساس تحلیل سطح کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از نرم‌افزار مکس کیودا انجام شد. یافته‌ها: تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که مدیریت دانش شخصی از شش بعد و 27 مقوله تشکیل شده است. ابعاد شش گانه شامل: &amp;amp;laquo;شناسایی اطلاعات، سازماندهی دانش، فناوری‌ها، مهارت، تعامل، انگیزه، مستندسازی تجربیات،نرم افزارها، نظام کارآمد، فرهنگ، وضعیت اقتصادی، پیشینه آموزشی، تدوین دستور العمل‌ها، ادغام ابزارهای مدیریت دانش شخصی در برنامه‌های درسی دانشگاهی، آموزش سواد دیجیتال، ایجاد محیط‌های یادگیری مشارکتی، بهبود بهره‌وری، افزایش اثربخشی، کاهش دوباره‌کاری، ارتقاء کیفیت آموزش و پژوهش، توسعه نوآوری و خلاقیت، افزایش همکاری واشنراک‌گذاری دانش، کمبود زمان، محیط نامناسب کاری، نداشتن انگیزه، ناآشنایی با شیوه‌ها، نبود اعتماد&amp;amp;raquo; استخراج گردید.نتیجه‌گیری: بر اساس مدل ارائه شده برای استقرار موفقیت‌آمیز مدیریت دانش شخصی در دانشگاه‌ها، لازم است که به تمامی ابعاد شناسایی شده توجه ویژه‌ای شود. دانشگاه‌ها می‌توانند با اجرای سیاستگذاری‌های صحیح، کیفیت آموزش و پژوهش را بهبود بخشند و رضایت دانشجویان را افزایش دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبارسنجی مدل نگهداشت سرمایه‌های انسانی دانشگاهی در مواجهه با مهاجرت نخبگان: یک مطالعه مدل‌سازی معادلات ساختاری بر اساس دیدگاه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دارای استعداد برتر</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_20284.html</link>
      <description>هدف:این پژوهش با هدف اعتبارسنجی مدل مفهومی نگهداشت سرمایه‌های انسانی دانشگاهی در مواجهه با مهاجرت نخبگان و بر اساس دیدگاه دانشجویان تحصیلات تکمیلی مستعد دانشگاه تبریز انجام شد.روش‌شناسی:پژوهش از نوع کاربردی و به روش توصیفی&amp;amp;ndash;پیمایشی بود. جامعه شامل ۲۱۷ دانشجوی مستعد بود که به‌صورت طبقه‌ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده پرسشنامه 65 گویه‌ای بود و داده‌ها با نرم‌افزار SmartPLS 3 تحلیل شدند.یافته‌ها:مدل پیشنهادی از پایایی و روایی مطلوبی برخوردار بود و بیشتر روابط فرضیه‌شده تأیید شدند. در مدل نهایی، عوامل انگیزشی&amp;amp;ndash;روانشناختی (رضایت تحصیلی، احساس تعلق علمی، تعادل تحصیل&amp;amp;ndash;زندگی)، عوامل اجتماعی&amp;amp;ndash;حمایتی (احساس تعلق به جامعه علمی، تعاملات اجتماعی قوی)، و سیاست‌ها و اقدامات نهادی (حمایت از اشتغال و فرهنگ سازمانی مثبت) نقش مؤثری در کاهش تمایل به مهاجرت داشتند. همچنین عوامل مدیریتی&amp;amp;ndash;اجرایی، ساختاری&amp;amp;ndash;اقتصادی و فرهنگی&amp;amp;ndash;اجتماعی&amp;amp;ndash;سیاسی از مهم‌ترین عوامل دافعه بودند. در مقابل، کلیه گویه‌های مربوط به عوامل آموزشی و یادگیری اثربخش و بخشی از گویه‌های انگیزشی درونی، اجتماعی و زیرساختی حذف شدند.نتیجه‌گیری:یافته‌ها نشان می‌دهد که برخلاف ادبیات غرب، در بستر ایران عوامل آموزشی نقش تعیین‌کننده‌ای در ماندگاری نخبگان ندارند و تصمیم به مهاجرت بیشتر تحت تأثیر عوامل اقتصادی، مدیریتی و اجتماعی&amp;amp;ndash;سیاسی قرار دارد. بنابراین راهبردهای سیاستی باید به جای تمرکز صرف بر اصلاح فرآیندهای آموزشی، بر بهبود شرایط معیشتی، شغلی و نهادی نخبگان متمرکز باشند.ارزش:این پژوهش نخستین تلاش نظام‌مند برای ترکیب فراترکیب و SEM در اعتبارسنجی یک مدل بومی نگهداشت نخبگان دانشگاهی در ایران است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عملکرد مدیریت امنیت اطلاعات در سازمان‌های دولتی با تکیه بر ISO/IEC 27002</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_20646.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر باهدف ارزیابی وضعیت عملکرد مدیریت امنیت اطلاعات در سازمان های دولتی مستقر در شهر کرمان بر اساس استاندارد ایزو/ آی.ای.سی 27002 انجام شده است.روش‌شناسی: روش پژوهش توصیفی- پیمایشی است و به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد مذکور استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل، 176 نفر از مسئولان حراست، کارشناسان فناوری اطلاعات و مدیران اصلی و میانی شاغل در سازمان‌های دولتی مستقر در شهر کرمان است. نمونه جامعه آماری با استفاده از فرمول کوکران، شامل، 120 نفر تعیین شد. یافته‌ها: یافته‌های حاصل از پژوهش نشان می‌دهد که در اولویت بندی (بر اساس میانگین رتبه‌ای) شاخص‌های مدیریت امنیت اطلاعات در سازمانهای دولتی کرمان بر اساس آزمون فریدمن به ترتیب: مدیریت امنیت اموال سازمان(95/6)، مدیریت امنیت اطلاعات سازمان(49/6)، مدیریت استمرار کسب و کار (31/6)، مدیریت امنیت عملیات و ارتباطات(86/5)، مدیریت اکتساب توسعه حفظ و نگهداری(83/5) و مدیریت تطابق(68/4) است. نتایج پژوهش حاکی از این است به علت اینکه p- مقدار به‌دست آمده از آزمون برابر با 000/0 و کمتر از سطح معنی‌داری تحقیق (05/0) است در نتیجه می‌توان بیان کرد که میانگین نمره عملکرد مدیریت امنیت اطلاعات در سازمان‌های دولتی مستقر در شهر کرمان بر اساس استاندارد ایزو/ آی. ای. سی. 27002 بالاتر از حد انتظار است. نتیجه‌گیری: نتایج نشان می دهند که شایسته است تا سند خط‌مشی امنیت اطلاعات برای سازمان ها تدوین شود. مسئولیت‌های عمومی و تخصصی مدیریت امنیت اطلاعات، برای تمامی کارکنان مشخص باشد. گزارش رخدادهای امنیت اطلاعات در تمامی بخش‌های سازمانی تهیه شود. رویه‌ها و خط‌مشی‌های امنیتی سازمان‌های دیگر بررسی وبا برنامه‌های سازمانی</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی نظری فرایند هم‌افزایی مدیریت دانش و هوش مصنوعی در دانشگاه‌های نسل پنجم: رویکردی برای تحول آموزش عالی</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_20687.html</link>
      <description>هدف: نظام آموزش عالی در دهه‌های اخیر با تحولات سریع فناورانه، دیجیتالی و اجتماعی مواجه شده است که دانشگاه‌های نسل پنجم را به‌عنوان افق جدیدی از توسعه مطرح ساخته است. در این چارچوب، هدف پژوهش حاضر مدل‌سازی نظری فرایند هم‌افزایی میان مدیریت دانش و هوش مصنوعی مولد و استخراج مؤلفه‌ها، سازوکارها و پیامدهای آن برای تحول آموزش عالی می‌باشد.روش‌شناسی‌: این مطالعه با رویکرد نظریه‌پردازی داده‌بنیاد انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۰ نفر از اعضای هیئت علمی، مدیران و کارشناسان سیاست‌گذاری دانشگاه‌ها و همچنین بررسی اسناد و گزارش‌های رسمی گردآوری گردید. مصاحبه‌ها پیاده‌سازی و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و تا حد اشباع نظری ادامه یافت. یافته‌ها: تحلیل داده‌ها منجر به شناسایی پنج مقوله اصلی گردید: (۱) تحول دیجیتال و زیرساخت‌های فناورانه، (۲) نوآوری پژوهشی و پژوهش داده‌محور، (۳) یادگیری شخصی‌سازی‌شده و انعطاف‌پذیر، (۴) فرهنگ و رهبری دانش‌محور و توانمندسازی منابع انسانی، و (۵) سیاست‌گذاری هوشمند و حمایت‌های کلان. این مقوله‌ها با یکدیگر تعامل داشته و مدل مفهومی هم‌افزایی مدیریت دانش و هوش مصنوعی را شکل می‌دهند.نتایج: ادغام ساختاریافته مدیریت دانش با هوش مصنوعی مولد منجر به ارتقای نوآوری علمی، افزایش کیفیت آموزش، تسریع تبدیل دانش به محصول و تقویت تأثیر اجتماعی و بین‌المللی دانشگاه‌ها می‌شود.اصالت و ارزش: این پژوهش با ارائه یک چارچوب نظری بومی و داده‌محور، می‌تواند به‌عنوان راهنمایی کاربردی برای مدیران و سیاست‌گذاران آموزش عالی در مسیر حرکت به‌سوی دانشگاه‌های نسل پنجم مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر مدیریت دانش بر خلاقیت سازمانی کارکنان آموزش و پرورش با نقش میانجی‌ توسعه‌ی حرفه‌ای</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_20846.html</link>
      <description>هدف: نقش منابع انسانی متخصص و دانش آن‌ها در موفقیت سازمان‌ها انکارناپذیر است. آموزش‌وپرورش به‌عنوان یک ابرسازمان از این قاعده مستثنی نیست، چنانچه که در آیین‌نامه‌ی رتبه‌بندی معلمان بر توسعه‌ی شایستگی‌های عمومی، حرفه‌ای و تخصصی تأکید شده است. در همین راستا، واکاوی رابطه‌ی مدیریت دانش و خلاقیت سازمانی و نقش واسطه‌ای توسعه‌ی حرفه‌ای کارکنان هدف اصلی این مطالعه است.روش‌شناسی‌: این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و از نوع توصیفی - همبستگی با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری است. جامعه‌ی پژوهش شامل 140 نفر از کارکنان آموزش‌وپروش شهر خرم‌آباد است که به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای و براساس جدول کرجسی و مورگان، 103 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها با پرسشنامه‌ها وتجزیه‌وتحلیل آن‌ها با نرم‌افزارهای SPSS26 و SmartPLS3 انجام شد.یافته‌ها: مدیریت دانش تأثیر مثبت و معناداری بر خلاقیت سازمانی دارد (357/0=&amp;amp;beta;). مدیریت دانش تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه‌ی حرفه‌ای دارد (531/0=&amp;amp;beta;). توسعه‌ی حرفه‌ای تأثیر مثبت و معناداری بر خلاقیت سازمانی دارد (241/0=&amp;amp;beta;).نتایج: مدیریت دانش هم‌ به‌صورت مستقیم و هم غیرمستقیم تأثیر مثبت و معناداری بر خلاقیت سازمانی دارد (485/0=&amp;amp;beta;).اصالت و ارزش: توجه به تبدیل دانش و تجربیات ضمنی کارکنان به دانش عینی و جریان آن در سازمانی می‌تواند زمینه‌سازی بروز خلاقیت باشد. همچنین تناسب میان دوره‌های دانش‌افزایی و نیازهای حرفه‌ای کارکنان در توسعه‌ی حرفه‌ای کارکنان و بروز خلاقیت سازمانی مؤثر است</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر ابعاد سرمایه اجتماعی و شناخت اجتماعی بر تمایل افراد به اشتراک‌گذاری دانش</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_20859.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی و شناخت اجتماعی بر تمایل به اشتراک‌گذاری دانش در میان کارکنان موزه ملی ایران انجام شده است.روش‌شناسی‌: این مطالعه از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی&amp;amp;ndash;پیمایشی انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان موزه ملی ایران در سال 1404 بود. با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، تعداد 184 پرسشنامه معتبر گردآوری گردید. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه ترکیبی بود که ابعاد سرمایه اجتماعی، شناخت اجتماعی و اشتراک‌گذاری دانش را مورد سنجش قرار داد. روایی و پایایی ابزار از طریق تحلیل عاملی تأییدی و آلفای کرونباخ تأیید گردید. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری در نرم‌افزار لیزرل تحلیل شدند.یافته‌ها: هر سه بعد سرمایه اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر اشتراک‌گذاری دانش دارند. همچنین، ابعاد شناخت اجتماعی شامل اهداف اجتماعی، خودکارآمدی و اسناد نیز اثر مثبت و معناداری بر تمایل به اشتراک‌گذاری دانش داشتند. شاخص‌های برازندگی مدل نشان‌دهنده برازش مطلوب مدل پژوهش بود.نتایج: سرمایه اجتماعی با فراهم‌کردن بسترهای ارتباطی و اعتماد، و شناخت اجتماعی با تقویت باورهای فردی و اهداف اجتماعی، به‌صورت مکمل زمینه اشتراک‌گذاری دانش را فراهم می‌آورند. بر این اساس، مدیران موزه‌ها و سازمان‌های فرهنگی می‌توانند با تقویت اعتماد، افزایش خودکارآمدی، ایجاد اهداف جمعی و مدیریت هیجانات، بستر مناسبی برای بهبود جریان دانش ایجاد کنند. اصالت و ارزش: نوآوری پژوهش حاضر در استفاده همزمان از دو چارچوب نظری سرمایه اجتماعی و شناخت اجتماعی است که تصویری جامع‌تر از عوامل مؤثر بر تمایل به اشتراک‌گذاری دانش ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Intellectual Property Rights in Data Transfer: Challenges and Solutions in Management Information Systems</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_20858.html</link>
      <description>Management Information Systems (MIS)play a critical role in organizational advancement by improving decision-making and operational efficiency.However, the transfer of data within these systems raises significant intellectual property rights (IPR) concerns that require legal protection for data producers and owners. This study investigates the current state of IPR in data transfer, its governance implications, legal frameworks, and secure transfer strategies.Using a qualitative approach with thematic analysis, the research conducted semi-structured interviews with nine IPR and MIS experts through snowball sampling until theoretical saturation was achieved. Validation methods included participant review and coding agreement coefficients.Findings reveal that while Iranian laws like the Copyright Law and Trade Secrets Protection Law represent initial steps in IPR protection, significant challenges remain. These include unclear data ownership boundaries, sharing limitations, lack of professional awareness, and inadequate technical infrastructure. IPR impacts organizational governance through effects on data ownership, innovation, competitive advantage, and decision-making processes, with additional complexities introduced by global privacy regulations like GDPR and CCPA.The study proposes an IPR framework incorporating policies, technical/organizational controls, monitoring mechanisms, and emerging technologies such as blockchain and homomorphic encryption. Key strategies for secure data transfer include: establishing formal sharing agreements, implementing data anonymization techniques, developing access control systems, conducting awareness programs, and enhancing security measures.The research concludes that effective IPR protection in MIS requires a multidimensional approach addressing legal, technical, and educational aspects. Comprehensive legal reforms, infrastructure improvements, and user education are essential for organizations to safely leverage data while protecting IPR, ultimately leading to enhanced governance and innovation capacity.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Mapping Key Concepts and Thematic Development in Sports Management: A Scientometric Perspective</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_20347.html</link>
      <description>This study offers a comprehensive scientometric analysis of Sports Management research, focusing on mapping key concepts and the thematic development of the field. Utilizing a dataset of over 22,000 English-only documents (article and review article) from Scopus, the study examines the evolution of core themes, keyword trends, and emerging topics within sports management. Advanced scientometric tools, VOSviewer and Bibliometrix R Package were employed to conduct keyword analysis, co-occurrence mapping, and thematic clustering. The results reveal six main research domains within the field focus on global sustainability, rehabilitation, general health, injury management, leisure, and cardiovascular and pediatric-related topics. This analysis highlights the interdisciplinary nature of sports management and identifies thematic areas that are anticipated to shape future research. Insights from this study are expected to inform academics and practitioners by providing a structured understanding of how sports management has evolved over time. This study offers a comprehensive scientometric analysis of Sports Management research, focusing on mapping key concepts and the thematic development of the field. Utilizing a dataset of over 22,000 English-only documents (article and review article) from Scopus, the study examines the evolution of core themes, keyword trends, and emerging topics within sports management. Advanced scientometric tools, VOSviewer and Bibliometrix R Package were employed to conduct keyword analysis, co-occurrence mapping, and thematic clustering. The results reveal six main research domains within the field focus on global sustainability, rehabilitation, general health, injury management, leisure, and cardiovascular and pediatric-related topics.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش اضافه بار اطلاعاتی درک شده و اضطراب اطلاع جویی در پیش بینی اجتناب از اطلاعات دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_21048.html</link>
      <description>هدف: شناخت نقش اضافه‌بار اطلاعاتی درک‌شده و اضطراب اطلاع‌جویی در پیش‌بینی اجتناب از اطلاعات دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز در سال تحصیلی 1402-1403.روش‌شناسی‌: این پژوهش، به لحاظ هدف بنیادی، از نظر نوع پژوهش کمی و از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه پژوهش، کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز در سال تحصیلی 1402- 1403 و نمونه به شیوه نمونه‌گیری تصادفی و برمبنای جدول کوکران به تعداد 235 نفر محاسبه شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق&amp;amp;lrm;ساخته که از طریق بررسی ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی و روایی پرسشنامه از طریق روایی همگرا و روایی واگرا و کل سازه نیز از طریق تحلیل عاملی تایید شد.یافته‌ها: اضطراب اطلاع‌جویی بر اضافه‌بار اطلاعاتی درک‌شده (&amp;amp;beta;=.805, p&amp;amp;lt;.001)؛ اضافه‌بار اطلاعاتی درک‌شده بر اجتناب از اطلاعات (&amp;amp;beta;=.235, p=.001)؛ اضطراب اطلاع‌جویی به طور غیر مستقیم بر اجتناب از اطلاعات تاثیرگذار است و می‌تواند آن را پیش‌بینی کند و اضافه‌بار اطلاعاتی درک‌شده این رابطه را واسطه‌گری می‌کند (&amp;amp;beta;=.189, p&amp;amp;lt;.001). نتایج: نتایج نشان داد اضطراب اطلاع‌جویی، اضافه‌بار اطلاعاتی درک‌شده و بر اجتناب از اطلاعات رابطه داشتند. اضافه‌بار اطلاعاتی درک‌شده توسط اضطراب اطلاع‌جویی؛ اجتناب از اطلاعات توسط اضافه‌بار اطلاعاتی درک‌شده؛ اجتناب از اطلاعات توسط اضطراب اطلاع‌جویی با واسطه‌گری اضافه‌بار اطلاعاتی درک‌شده، پیش&amp;amp;lrm;بینی می&amp;amp;lrm;شود.اصالت و ارزش: با توجه به اهمیت شناسایی عوامل تاثیرگذار بر اجتناب از اطلاعات، سبب افزایش آگاهی کتابداران و متخصصان سواد اطلاعاتی شود و به طراحان سامانه&amp;amp;lrm;های اطلاعاتی برای طراحی سامانه‌هایی بهینه، به کاهش اضافه‌بار اطلاعاتی درک‌شده و اجتناب از اطلاعات کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسائی عوامل اثرگذار بر حکمرانی شبکه ای در نظام بانکی کشور</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_21049.html</link>
      <description>حکمرانی شبکه ای نوع نسبتا جدیدی از حکمرانی است که قادر به رفع بسیاری از مسائل و پیچیدگی های بوجود امده در حکمرانی ها به دلیل وجود ساختارهای سلسله مراتبی موجود است. بنابراین در تحقیق حاضر تلاش شد عوامل اثرگذار بر حکمرانی شبکه ای در نظام بانکی کشور شناسائی شود . هشت عامل بر اساس عوامل قبلی استخراج شد که شامل عوامل اقتصادی، مدیریتی، قانونی،زیرساختی، ساختاری، فناوری،رفتاری و مکانیزمی می‌شد. این عوامل با استفاده از یک پرسشنامه محقق ساخته که بین کارکنان و مدیران بانک سپه در سراسر کشور توزیع شد اندازه گیری و با استفاده از مدل معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد تمامی عوامل در سطح اطمینان 95 درصد معنی دار بوده و همچنین 31 شاخصه در ذیل این 8 عامل نیز دارای ضرائب اثرگذاری بالایی بودند که با استفاده از تحلیل بار عاملی اعتبار این عوامل نیز ارزیابی شد. نتایج نشان می‌دهد هر هشت عامل اقتصادی، مدیریتی، قانونی، زیرساختی، ساختاری،فناوری و رفتاری مکانیزمی تعیین کننده عوامل اثرگذار بر حکمرانی شبکه ای در نظام بانکی کشور می‌باشند. حکمرانی شبکه ای نوع نسبتا جدیدی از حکمرانی است که قادر به رفع بسیاری از مسائل و پیچیدگی های بوجود امده در حکمرانی ها به دلیل وجود ساختارهای سلسله مراتبی موجود است. بنابراین در تحقیق حاضر تلاش شد عوامل اثرگذار بر حکمرانی شبکه ای در نظام بانکی کشور شناسائی شود .</description>
    </item>
    <item>
      <title>اساتید دانشگاه از بدرفتاری های پژوهشی چه می دانند؟ یک مطالعه علی- مقایسه ای</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_21050.html</link>
      <description>هدف:هدف اصلی پژوهش حاضر مقایسه تشخیص بدرفتاری‌های پژوهشی در میان اعضاء هیات علمی بود.روش‌شناسی: برای نیل به این هدف از طرح توصیفی از نوع علی - مقایسه‌ای استفاده شد. جامعه پژوهش حاضر اعضای هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز بودند. نمونه‌ای متشکل از 283 نفر به‌صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت نموده و مقیاس بدرفتاری های پژوهشی (RMS) را تکمیل کردند.یافته‌ها: نتایج نشان داد اعضاء هیات علمی که در دوره تحصیل یا خدمت خود آموزش‌هایی در زمینه بدرفتاری‌های پژوهشی دریافت کرده‌اند در مقایسه با همکاران خود که چنین آموزش‌هایی را تجربه نکرده‌اند، عملکرد قوی‌تری دارند. به علاوه، مشخص شد از لحاظ تشخیص بدرفتاری‌های پژوهشی بین اعضاء هیات علمی رشته‌های علوم انسانی و غیر علوم انسانی تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین نشان داده شد اعضاء هیات علمی با مرتبه استادیار و دانشیار در مقایسه با اعضاء هیات علمی با مرتبه استاد به طور معناداری عملکرد قوی‌تری در تشخیص بد رفتاری پژوهشی دارند.بحث و نتیجه‌گیری: یافته اول پژوهش بیانگر اهمیت نهادینه‌سازی آموزش‌های اخلاقی و استمرار آنها است. نبود تفاوت معنادار میان رشته‌های مختلف حاکی از آن است که آگاهی اخلاقی در پژوهش، بیش از آن‌که وابسته به زمینه تخصصی باشد، تحت تأثیر تجربه و آموزش قرار دارد. آخرین یافته نیز می‌تواند نشان‌دهنده حساسیت بیشتر استادیاران و دانشیاران نسبت به اصول اخلاقی یا به‌روزتر بودن آن‌ها در مواجهه با مسائل نوظهور پژوهشی باشد. اصالت و ارزش: این مطالعه با رویکرد مقایسه‌ای، به تحلیل توان تشخیص بدرفتاری‌های پژوهشی و عوامل مؤثر بر آن در بین اعضاء هیات علمی پرداخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر هوش مصنوعی مولد در تحول مدیریت دانش سازمانی: یک مرور نظام‌مند و چارچوب یکپارچه</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_21051.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف بررسی نظام‌مند نقش هوش مصنوعی مولد در تحول مدیریت دانش سازمانی و ارائه چارچوبی یکپارچه بر اساس تحلیل منابع منتشرشده انجام شد.روش: این مطالعه به روش مرور نظام‌مند و با تحلیل محتوای کیفی مقالات منتشرشده در پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر بین سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ انجام شد. جستجو بر اساس پروتکل PRISMA و با استفاده از کلیدواژه‌های استاندارد مرتبط انجام گرفت. از میان ۲۵۷ مطالعه اولیه، 72 مقالۀ مرتبط براساس معیارهای ورود و خروج، انتخاب و در یک فرایند چند مرحله‌ای تحلیلی مورد بررسی قرار گرفت.یافته‌ها: تحلیل داده‌ها نشان داد که هوش مصنوعی مولد از طریق چهار مکانیزم اصلی شامل: ۱) تولید خودکار دانش، ۲) تسهیم هوشمند دانش، ۳) استخراج دانش ضمنی، و ۴) شخصی‌سازی فرآیندهای دانشی، قابلیت تحول مدیریت دانش سازمانی را داراست. مهم‌ترین چالش‌های شناسایی‌شده در سه دسته قرار گرفتند: الف) مسائل فنی و اعتبارسنجی (مانند توهم‌زدگی مدل و دقت پایین و مشکل جعبه سیاه)، ب) ملاحظات اخلاقی و امنیتی (مانند سوگیری، نقض حریم خصوصی و مسئولیت‌پذیری) و ج) موانع سازمانی و انسانی (مانند مقاومت در برابر تغییر و نیاز به توسعه مهارت‌ها).نتیجه‌گیری: هوش مصنوعی مولد به عنوان یک فناوری تحول‌آفرین، پتانسیل بازتعریف اکوسیستم مدیریت دانش سازمانی را دارد. با این حال، موفقیت آن مستلزم سازگارکردن و اتخاذ رویکردی یکپارچه و توجه همزمان به ابعاد فنی، انسانی و سازمانی است. چهارچوب پیشنهادی این پژوهش می‌تواند به عنوان نقشه راهی برای محققان و مدیران در جهت پیاده‌سازی مسئولانه و اثربخش این فناوری عمل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تکنواسترس: چالشی نوظهور در عصر یادگیری هوش مصنوعی در میان اعضای هیات علمی دانشگاه</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_21139.html</link>
      <description>هدف: پیشرفت‌های سریع فناوری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی در آموزش عالی، ضمن ایجاد فرصت‌های نوین، چالش‌هایی همچون تکنواسترس برای اساتید دانشگاه به همراه داشته است. هدف این پژوهش، بررسی کیفی تجربه اساتید دانشگاه از تکنواسترس در عصر هوش مصنوعی است.روش‌شناسی‌: پژوهش حاضر از نوع کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. شرکت‌کنندگان شامل 21 استاد از دانشگاه‌ تبریز و دانشگاه فرهنگیان تبریز بودند که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و با روش هفت‌مرحله‌ای کلایزی تحلیل گردید. اعتبار یافته‌ها با استفاده از شاخص‌های قابلیت اعتبار، انتقال‌پذیری، اعتمادپذیری و تأییدپذیری صورت گرفت.یافته‌ها: تحلیل داده‌ها چهار تم اصلی شامل عوامل زمینه‌ساز تکنواسترس (ابعاد فردی-روانشناختی، آموزشی-سازمانی، ماهیت فناوری و هنجارهای محیطی-اجتماعی)؛ پیامدها و تبعات (تضعیف عملکرد آموزشی-پژوهشی، تهدید کیفیت زندگی حرفه‌ای و چالش‌های روانشناختی)؛ رشد حرفه‌ای و سازگاری اساتید در مواجهه با تکنواسترس (نوآوری در تدریس، توسعه مهارت‌های دیجیتال، بهبود فرصت‌های پژوهشی و افزایش انعطاف‌پذیری) و استراتژی‌های مدیریت (راهبردهای فردی، حمایت سازمانی و سیاست‌گذاری‌ و برنامه ریزی) را آشکار ساخت.نتایج: علیرغم دیدگاه‌های متفاوت درباره ماهیت مثبت یا منفی تکنواسترس، این پدیده می‌تواند بر سلامت روان، کیفیت زندگی حرفه‌ای و بهره‌وری علمی اعضای هیات علمی اثرگذار باشد. در عین حال، علاوه بر پیامدهای منفی، فرصتی برای رشد حرفه‌ای، نوآوری آموزشی و توسعه مهارت‌های دیجیتال نیز فراهم می‌کند.اصالت و ارزش: این مطالعه به درک عمیق‌تری از تعامل میان فناوری‌های نوظهور، محیط‌های سازمانی و رفاه اعضای هیات علمی کمک می‌کند و راهبردهای عملی برای توانمندسازی اعضای هیات علمی و طراحی محیط‌های یادگیری دیجیتال ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی پیشنهادی کاربست دانش بسته‌بندی دوستدار محیط‌زیست (در صنایع آرایشی و بهداشتی ایران)</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_21140.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف ارائه &amp;amp;laquo;الگوی کاربست دانش بسته‌بندی دوستدار محیط‌زیست در صنایع آرایشی و بهداشتی ایران&amp;amp;raquo; انجام شد و می‌کوشد شکاف دانشی میان حوزه‌های پایداری و صنعت آرایشی و بهداشتی را از طریق ارائه چارچوبی یکپارچه برای تحلیل ابعاد فناورانه، زیست‌محیطی، اقتصادی و مدیریتی بسته‌بندی سبز برطرف سازد.روش‌شناسی‌: پژوهش از رویکرد آمیخته اکتشافی استفاده کرد و در دو مرحله کیفی و کمی انجام شد. در مرحله کیفی، مرور نظام‌مند ۹۲ مقاله (۲۰۰۰&amp;amp;ndash;۲۰۲۵) برای شناسایی مؤلفه‌های کلیدی انجام و با تکنیک دلفی فازی و نظر خبرگان و مدیران صنعت، اولویت‌بندی شد. در مرحله کمی، پرسشنامه‌ای مبتنی بر نتایج دلفی میان مدیران ارشد ۱۹۴ شرکت توزیع شد و داده‌های ۱۴۰ پاسخ با مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل و رتبه‌بندی گردید.یافته‌ها: ابعاد فناورانه و زیست‌محیطی بیشترین نقش را در تسهیل جریان دانش داشتند. نوآوری‌های فناورانه و جایگزینی مواد سنتی با زیست‌تجزیه‌پذیر بالاترین اولویت را داشتند، پس از آن طراحی پایدار شامل بازیافت کامل و طراحی مدور قرار گرفت. بعد اقتصادی اهمیت داشت اما کمتر از ابعاد فناورانه و زیست‌محیطی بود. نگرش مصرف‌کنندگان و تعهد مدیریتی نیز اثر حمایتی و معناداری داشتند.نتایج: چارچوب پیشنهادی امکان تمرکز و اولویت‌بندی عوامل حیاتی در توسعه بسته‌بندی پایدار را فراهم کرده و می‌تواند به‌عنوان راهنمایی برای تصمیم‌گیری مدیران و سیاست‌گذاران مورد استفاده قرار گیرد.اصالت و ارزش: این پژوهش با ارائه مدلی نظام‌مند، به نهادینه‌سازی راهبردهای پایداری در صنعت محصولات آرایشی و بهداشتی کمک کرده و شفافیت علمی در شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های کلیدی این حوزه را افزایش می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل مفهومی خدمات اشاعه اطلاعات دیجیتال در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_21176.html</link>
      <description>هدف:طراحی مدل مفهومی برای خدمات اشاعه اطلاعات دیجیتال درسازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران(ساکما)با تمرکز ویژه بر افزایش کارایی و بهبوددسترسی کاربران به منابع اطلاعاتی.روش‌:پژوهش از یک رویکرد ترکیبی بهره برده است. درابتدا، با استفاده از روش فراترکیب و مراحل(ساندلوسکی و باروسو،2007) طی هفت گام اجرا شد وبامرور نظام‌مند پژوهش‌های پیشین، مؤلفه‌های کلیدی خدمات اشاعه اطلاعات دیجیتال پس از جستجو و بازیابی 5116 مقاله و چندین بار بررسی و غربال‌بندی، تعداد 37 مقاله بر اساس مؤلفه‌های پژوهش انتخاب شدند.شناسایی شدند؛ درمرحله دوم، برای اعتبارسنجی مولفه‌ها و شاخص‌ها، بررسی روابط بین مؤلفه‌ها و ترسیم مدل مفهومی، از روش پیمایشی تحلیلی و معادلات ساختاری و تکنیک حداقل مربعات جزئی (PLS) استفاده شد.نمونه آماری شامل 105 نفر از خبرگان علم اطلاعات و دانش‌شناسی و کاربران کتابخانه ملی ایران بود.یافته‌ها:7 مقوله اصلی و 34 شاخص را برای خدمات اشاعه اطلاعات دیجیتال مشخص نمود. نتایج حاصل از تحلیل با روش (PLS)نشان داد که تمامی مؤلفه‌های شناسایی‌شده مورد تأیید قرار گرفته و مدل پیشنهادی از برازش مناسب و روابط معنادار و قوی بین متغیرهای آن برخوردار است.نتایج:مدل نهایی پژوهش، یک چارچوب جامع برای ارائه خدمات اشاعه اطلاعات دیجیتالی مؤثر و شخصی‌سازی‌شده در کتابخانه ملی ایران ارائه می‌دهد.این مدل با تأکید بر مؤلفه‌های پرونده پژوهشی کاربران، منابع اطلاعاتی دیجیتال و دیجیتال‌شده، مجموعه‌سازی، استانداردسازی، ابزارهای اطلاع‌رسانی و ارزیابی مستمر، می‌تواند به طور قابل توجهی به بهبود دسترسی کاربران به اطلاعات و افزایش سطح رضایت آن‌ها کمک نماید. مدل پیشنهادی به عنوان یک ابزار مدیریتی کارآمد در جهت ارتقای خدمات اشاعه اطلاعات دیجیتال در(ساکما)قابل استفاده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تهیه نگاشت فازی عوامل موثر بر افزایش سواد اطلاعاتی دانشجویان</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_21365.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تهیه نگاشت فازی عوامل موثر بر افزایش سواد اطلاعاتی دانشجویان انجام پذیرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث نحوه گردآوری داده‌ها اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش حاضر دانشجویان، خصوصا دانشجویان حوزه فناوری اطلاعات و ارتباط بودند، که از میان آن‌ها 20 نفر به عنوان اعضای نمونه با روش نمونه‌گیری هدفمند و براساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده در بخش کیفی پژوهش، مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است. برای تحلیل داده‌ها در بخش کیفی از رویکرد تحلیل مضمون و روش کدگذاری با بهره‌گیری از نرم افزار مکس‌کیو‌دی‌ای و در بخش کمی از روش نقشه شناخت فازی استفاده شده است. روایی مصاحبة پژوهش با استفاده از روش روایی محتوای نسبی و پایایی آن با استفاده از روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار و آزمون کاپای کوهن، تأیید شد. همچنین روایی و پایایی پرسشنامه پژوهش با روایی محتوایی و بازآزمون سنجیده شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مهمترین عوامل موثر بر افزایش سواد اطلاعاتی دانشجویان، ایجاد آگاهی و درک اهمیت سواد اطلاعاتی در موفقیت تحصیلی و پژوهش، انگیزه‌های بیرونی مستقل، وجود سیاست‌های مناسب در سطح دانشگاه برای ارتقای سواد اطلاعاتی، داشتن دستگاه‌های پیشرفته فناوری اطلاعات و ارتباطات و میزان اعتماد به اینترنت می‌باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طبقه بندی هوشمند موضوعی کتاب بر پایه تحلیل خلاصه ‌متن و یادگیری نظارت شده</title>
      <link>https://jkrs.tabrizu.ac.ir/article_21378.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش به‌دنبال توسعه‌ مدلی است که بتواند به کمک الگوریتم‌های یادگیری‌ماشین و تکنیک‌های متن‌کاوی، صرفاً با تحلیل خلاصه‌کتاب، موضوع یک کتاب را به‌ صورت خودکار شناسایی کند. در این تحقیق از یک مجموعه‌داده‌ ساختاریافته شامل نام‌کتاب، خلاصه و موضوع استفاده شده است. هدف‌نهایی، ارائه‌ مدلی است که نه‌تنها به لحاظ فنی دقیق باشد، بلکه در کاربردهای واقعی مانند موتورهای پیشنهاد کتاب و پلتفرم‌های کتاب‌خوانی دیجیتال نیز قابل‌استفاده باشد.روش:داده‌ها ازطریق وب‌اسکراپینگ و وب‌کرالینگ، از منابع‌معتبر شامل Goodreads، Ketabrah و Fidibo جمع‌آوری شده‌اند. داده ‌های‌خام، تحت فرایندهایی مانند پاک‌سازی‌متنی، نرمال‌سازی و آماده‌سازی ویژگی‌ها(Data Preprocessing) قرار گرفتند. فرآیند ﭘﯿﺶﭘﺮﺩﺍﺯﺵ ﺷﺎﻣﻞ3 ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺍﺳﺖ: ﺍﺑﺘﺪﺍ، ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎراکترهای‌خاص حذف ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ هرﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ریشهﻣﻮرﻓﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ خود ﺗﺠﺰﯾﻪ می‌شود. سپس، تمام ایست‌واژه‌ها ﻧﯿﺰ از ﺧﻼﺻﻪ ﮐﺘﺎب‌ها ﺣﺬف ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، زﯾﺮﺍ در ﮐﺎﺭ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﮐﻤﮑﯽ نخواهند کرد. استخراج ویژگی از خلاصه کتاب پیش‌پردازش‌شده با استفاده از آماره Tf-idf انجام می‌شود. درنهایت، رگرسیون لجستیک و ماشین‌بردار‌پشتیبان (SVM) به‌منظور استخراج روابط‌پنهان میان موضوع‌کتاب و خلاصه آن مورد استفاده قرار گرفتند.یافته‌ها: با تقسیم‌بندی 80-20% داده‌ها برای آموزش و آزمایش، دقت حاصل‌شده از اجرای الگوریتم‌های رگرسیون لجستیک، ماشین‌بردار‌پشتیبان‌خطی و ماشین‌بردار‌پشتیبان RBF به ترتیب 80%، 79%و 79.7% می‌باشد. همچنین با تقسیم بندی 90-10% رکوردها، دقت حاصل‌شده از اجرای الگوریتم‌های فوق به ترتیب82.2%، 78.6%و 79.3% بدست آمد.نتیجه‌گیری: نتایج حاصل نشان داد که الگوریتم‌رگرسیون‌لجستیک بهترین دقت پیش‌بینی را در میان مدل‌های آزمایش شده ارائه می‌دهد. سرعت آموزش و پیش‌بینی بالای رگرسیون‌لجستیک، آن را به گزینه‌ای مناسب برای مسائلی از نوع تحلیل‌های متنی و دسته‌بندی‌های چندکلاسه تبدیل کرده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
